* نسیــمِ منزلِ لیــــــلی *

* نسیــمِ منزلِ لیــــــلی *

به نام تو که سرآغازی و مبدأ بودن. تویی که همزبانی و عزیز. اصلا نوشتن های من از تو آغاز شد. تو اولین مخاطب حرف های من بودی. سوم ابتدایی که بودم، با دستخط بچه گانه ام برایت می نوشتم... «خدایا کمک کن امسال شاگرد اول شوم و همه نمره هایم بیست شود. خدایا کمک کن امسال با مرضیه، دو تایی، مبصر کلاس شویم، خدایا کمک کن مرضیه دهقانی دوست صمیمی ام شود» خدایا دلم برای آن روزهایم تنگ شده. برای پاکی و معصومیت کودکانه ام. نوشتن برای تو را ادامه دادم... دستخط ام عوض شد، خواسته هایم نو به نو، تغییر کرد، دفترها یکی یکی تمام شد تا اینکه نفهمیدم کی، ولی روزی دیگر تو مخاطب نوشته هایم نبودی. از آخرین چیزی که برایت نوشته بودم، روزها می گذشت. خدایا این روزها، بیش از همیشه، محتاج توام. محتاج حرف زدن با تو. چه به سرم آمده. این ناآرامی از کجا آمد؟! دلم می خواهد تسلیم تسلیم تسلیم باشم. دلم آرام باشد. خیالم تخت باشد که بعد از تلاش کوچکی که در حد خودم کرده ام، اگر نشد آنچه دوست داشتم، تو نخواستی... تو نخواستی.... دیگر چه نیازی به مقایسه با دیگری، چه گله ای، چه اضطرابی؟ 

خودم می دانم که منشا این حالات خجالت آورم، از فراموشی توست، از ایمان سطحی، از دل خراب....

خدایا آبادم کن، دستم را بگیر، در این سال نو، احوالم را نورانی و روبه راه کن....


* سال نو مبارک

لیلی ...

نظرات (۴)

چه جالب امروز هر دو باهم به روز کردیم و اولین پست 96رو نوشتیم
نبینم بی قراری ات رو خواهر.خیره ان شالله
یاد این حدیث امام علی علیه السلام افتادم:
اگر آنچه خواستی نشد،آنچه که شده است را بخواه...
پاسخ:
ممنون آبجی.
التماس دعا
۰۷ فروردين ۹۶ ، ۱۴:۱۵ علیـ ــر ضــا
Mamnun
خوش به حالت با اون دل خوشت...
سلام
سال نو مبارک
پاسخ:
سلام
همچنین.

ارسال نظر

متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">